مقالات

بررسی ساختار حافظه

تمام قوای آدمیان هر چه که باشند از حافظه آن‌ها است. اندیشه‌ها و تصورات ما حاصل کار حافظه است و ادراک و اندیشه و حرکت‌های ما از آن سرچشمه می‌گیرد.

ثبت ادامه مطلب...

تمام قوای آدمیان هر چه که باشند از حافظه آن‌ها است. اندیشه‌ها و تصورات ما حاصل کار حافظه است و ادراک و اندیشه و حرکت‌های ما از آن سرچشمه می‌گیرد.

 

  1. مقدمه

تمام قوای آدمیان هر چه که باشند از حافظه آن‌ها است. اندیشه‌ها و تصورات ما حاصل کار حافظه است و ادراک و اندیشه و حرکت‌های ما از آن سرچشمه می‌گیرد. حافظه پدیده‌های بشمار هستی ما را در کل واحدی یکپارچه می‌سازد. همان‌طور که اگر ذرات تشکیل‌دهنده بدن با نیروی جاذبه ماده به هم نچسبیده بود بدن ما از هم می‌پاشید اگر نیروی پیونددهنده وحدت بخشی حافظه نمی‌بود، هوشیاری ما به تعداد لحظه‌های زندگی‌مان تجزیه می‌شد. تحقیقات کنونی به ما کمک می‌کنند اینکه چگونه مطلبی در ذهن ما کدگذاری شده و به حافظه ما سپرده می‌شود. اگر تمام ابعاد این موضوع برای ما روشن شود احتمالاً بحث‌های جدیدی به وجود خواهد آمد. همچنین کدگذاری مطالب در ذهن و درک آن‌ها در مقطع‌های زمانی از حافظه کوتاه‌مدت (چند ثانیه تا چند دقیقه) به حافظه بلندمدت است. هر سیستم حافظه دارای یک بخش پردازشی متمایز است که پروسه ذخیره‌سازی مطالب را انجام می‌دهند. در مغز ، حافظه یک ویژگی پویا محسوب می‌شود. آن دسته از نظریه‌پردازانی که به جنبه ساختاری حافظه توجه دارند، سرگرم توصیف خصوصیات مراحل و یا جعبه‌ها بر طبق نمودارها هستند که احتمالاً اطلاعات، بر طبق آن جریان می‌یابد، درحالی‌که برخی از نظریه‌پردازان بر عنصر ساختاری حافظه تأکید می‌کنند و برخی بر پردازش حافظه اما گروهی دیگر از یک رویکرد وحدت‌گرا طرفداری می‌کنند حافظه علمی درواقع حافظه یادگیری مهارت‌هاست. این بخش از حافظه انسان به‌مراتب مؤثرتر از بخش‌های دیگر حافظه عمل می‌کند. البته باید بدانید حافظه عملی محل ثبت اطلاعات مفهومی نیست. مغز از این بخش تنها برای ثبت روش انجام کارها استفاده می‌کند. تمام فعالیت‌هایی که به‌صورت فیزیکی یا فکری به‌صورت مداوم توسط انسان انجام می‌شود در این بخش از مغز ثبت می‌شود.

memory structure


  1. تعریف کلی حافظه

نگهداری هر نوع اطلاعاتی و کدگذاری آن‌ها توسط مغز و به یادآوری این مطالب را حافظه می‌نامند. به‌طوری‌که حافظه اکثریت به آن چیزهایی که می‌بینیم و دقت زیادی می‌کنیم یا می‌خوانیم و تکرار زیاد داریم آن‌ها را ثبت می‌کند و در حین مرور آن مطالب از سوی حافظه به ما یادآوری می‌شود.

ممکن است که برای یک‌لحظه هم شده، محل پارک خودرو خود را فراموش کنید در این صورت شاید ذهن به گرفتن آلزایمر متهم می‌شود. درحالی‌که در این مقاطع به دلیل وجود شبه اندیشه‌ها در مغز و یا درگیری مغز با موضوع دیگری، محل پارک دقیقه یادآوری نمی‌شود. حافظه توان نگهداری آثار هر نوع یادگیری را دارد.


  1. مطالعات اولیه در رابطه با حافظه

اولین بحث علمی مشروح در مورد حافظه توسط هرمان ابینگهوس ارائه شد. هرمان ابینگهوس در آلمان می‌زیست و اولین مقالات را در مورد آزمایش‌های حافظه به رشته تحریر درآورد. ابینگهوس نحوه تکوین حافظه را موردمطالعه قرارداد و با این کار توانست متغیرهایی را که قبلاً از حافظه جدا نکردنی محسوب می شدند تحت نظارت علمی در آورد. ازآنجاکه ابینگهوس تنها نظریه‌پرداز و آزمایشگر نبود بلکه خود نقش آزمودنی را نیز به عهده داشت، با مسئله یافتن تکلیفی برای آموزش خود مواجه شد که تا آن زمان چیزی درباره آن نمی‌دانست به همین دلیل بود که از هجاهای بی‌معنی استفاده کرد – ترکیبات سه‌حرفی بی‌معنی که شامل زنجیره صامت – مصوت– صامت حروف بود. اصطلاحات از یاد رفتنی ZAT و BOK و SIT تولد یافتند تا فراموش شوند و چنین نیز بود. ابینگهوس باپشتکار زیاد فهرست‌های از هجاهای بی‌معنی را یکی پس از دیگری مرور ذهنی کرد و سپس کوشید تا آن‌ها را بعد از 91 دقیقه،1 ساعت، 2-1 ساعت، 1 روز، 9 روز، 2 روز و 31 روزبه یاد آورد. در مطالعات آزمایشی او در مورد حافظه، همچنین اثرات طول فهرست بر زمان یادگیری، اثرات تمرین بر یادگیری و یادگیری و حفظ عناصری با ترتیب متوالی نیز موردبررسی قرار گرفت. فن یادگیری زنجیره‌ای ریشه در کار ابینگهوس دارد و سال‌ها به‌عنوان یک فن استاندارد مورداستفاده قرار گرفت. یادگیری زنجیره‌ای اخیراً نیز نه‌تنها به‌عنوان یک روش یادگیری بلکه همچنین به‌عنوان روشی برای تمییز حافظه کوتاه‌مدت از حافظه بلندمدت، مجدداً احیاشده است. بنا به نظر جیمز حافظه اولیه چیزی مشابه اما نه همانند با آنچه اکنون حافظه کوتاه‌مدت خوانده می‌شود – هیچ‌گاه هوشیاری را ترک نمی‌کند و گزارش قابل‌اعتماد از رویدادهایی که به ادراک درمی‌آید ارائه می‌کند. جیمز حافظه پایدار را مسیرهایی می‌دانست که در بافت مغز آزمودنی حک‌شده‌اند و هیچ اثری به‌رغم عدم پیوند با تأثرات دیگر، از آن پاک نمی‌شود ذهن‌های دیگر مثل ژلاتینی با هر تماسی به ارتعاش درمی‌آیند اما تحت شرایط عادی هیچ‌گونه نشانه‌ای را به‌صورت دائمی حفظ نمی‌کنند لذا حافظه ماهیت دوگانه دارد. دائمی و گذرا، اما شواهد علمی چندانی در این مورد ارائه نشد به‌جز داده‌هایی غیرقابل‌اعتماد که حاصل درون‌نگری بود. در این مدل یک ماده کالمی به حافظه اولیه وارد می‌شود و سپس ممکن است از طریق مرور ذهنی حفظ گردد یا فراموش شود. با مرور ذهنی یک ماده ممکن است به حافظه ثانوی وارد شود و بخشی از حافظه دائمی آزمودنی را تشکیل دهد.


  1. ساختار حافظه

بسیاری از نظریه‌پردازان حافظه به مدل ثنوی حافظه گرایش دارند. یکی از بدیل‌ها برای مفهوم ثنوی حافظه دیدگاهی است که مدعی وجود تنها یک انباره حافظه با فرآیندهای مختلفی است که در یک انباره واحد در کارند. چندین مؤلف ساختار پذیرفته‌شده حافظه را که شامل حافظه کوتاه‌مدت و بلندمدت و نیز انباره‌های پیش ادراکی مثل حافظه تصویری و صوتی را رد کرده‌اند؛ مثلاً از آزمودنی خواسته شود تا یک‌رشته از کلمات متوالی را به یاد بسپارد هر کلمه باید ابتدا بازشناخته شود تا در حافظه کوتاه‌مدت ذخیره گردد؛ به‌عبارت‌دیگر حافظه کوتاه‌مدت برای انجام کار خود نیازمند نوعی پردازش توسط حافظه بلندمدت است. بنابراین ترتیب و توالی پردازش اطلاعات از انباره پیش ادراکی به حافظه کوتاه‌مدت و حافظه بلندمدت گمراه‌کننده است. بااینکه چنین استدلالی معتبر می‌نماند اما به نظر می‌رسد این نویسندگان، مفهوم حافظه ثنوی را سرسری می‌گیرند. مفهوم حافظه ثنوی چون دیگر مدل‌های نظری در مورد ذهن به لحاظ نیاز علمی به سازمان‌دهی پیکره‌ای از یافته‌ها در یک ساختار قابل‌فهم توسعه‌یافته است که هم به‌دقت نتایج حاصل از آزمایش‌های حافظه را تبیین می‌کند و هم یک مفهوم‌سازی عملی از مشاهداتی فراهم می‌آورد که هدف آن تسهیل امر ارتباط میان دانشمندان است. این ساختارهای فرضیه‌ای حافظه کوتاه‌مدت و حافظه بلندمدت ازنظر فیزیکی، هسته‌های ثابتی فراتر از هسته‌های ثابتی که برای عشق، تنفر و دلسوزی می‌شناسیم نیست بلکه انعکاس شیوه‌ای است که ما از طریق آن اطلاعات مربوط به پدیده‌ها را بازشناسی می‌کنیم مدل ثنوی حافظه هرچند کامل نیست اما هنوز مفید می‌نماید و با توجه به هدف مدل‌های شناختی و در نبود مدل‌های بهتر حذف آن بیشتر موجب اغتشاش می‌شود تا پالایش و تقویت حافظه.


  1. ذخایر حافظه

اشخاصی که به فراموشی ناشی از ضربه‌مغزی دچارند اغلب هیچ‌گونه خاطره‌ای از وقایع چند ثانیه قبل از ضربه ندارند این وضعیت که یادزدودگی پس‌گستر کوتاه خوانده می‌شود با از دست دادن حافظه برای رویدادهای طولانی‌تر که یادزدودگی پس‌گستر طولانی خوانده می‌شود فرق دارد زیرا در آن رویدادها بلافاصله کاملاً فراموش می‌گردند درحالی‌که رویدادهای مقدم به ضربه اغلب به مدت چند دقیقه تا چند ساعت حفظ می‌گردند.

 ذخایر حافظه

  • حافظه آشکار: شامل یادآوری هوشیارانه گذشته است به‌عبارت‌دیگر یادآوری آگاهانه چیزی یا رویدادی از گذشته که در زمان و مکان معینی رخ‌داده است
  • شخصی: به پیشامدهای شخصی اطلاق می‌شود.
  • معنایی: به احکام کلی اطلاق می‌شود. این محققان بیان می‌کنند که افراد مبتذل به یادزدودگی در به خاطر سپردن اطلاعات شخصی دشواری‌های جدی دارند، در دانش عمومی خود نسبتاً بهنجارند.
  • حافظه نا آشکار: به‌صورت بهبود عملکرد در یک مهارت بدون یادآوری هوشیارانه آموزش‌های مربوطه است یا نوعی از حافظه که در یادگیری مهارت‌ها نقش دارد.
  1. حافظه در حیطه شناختی بزرگ‌تر

بااینکه ساختار حافظه هنوز مبهم است اما مفید به نظر می‌رسد که عناصر فرضیه‌ای آن را بر طبق یک طرح‌واره مفهومی بزرگ‌تر، طرح‌واره‌ای شناختی کلی که ساختار حافظه را ترسیم می‌کند در نظر بگیریم. میزان مطالعاتی که توسط سیستم حسی ما قابل‌ردیابی است بشمار است مطالعاتی که برای ما جالب نیستند یا از ظرفیت حفظ ما فراتر هستند، در سطوح STM پردازش می‌شوند و با پردازش مناسب چون سطوح STM اطلاعات اندکی را پردازش می‌کند، برخی از این اطلاعات ممکن است در LTM ما نگهداری شود. حافظه حسی تصویر حسی و امثالهم چیزی را ذخیره نمی‌کند به‌جز اینکه ما را مجبور می‌کند که چند صد هزارم ثانیه را صرف فعالیت عصبی کنیم درواقع نگهداری موقت اطلاعات در اندام‌های حسی را حافظه حسی می‌گویند که به اتاق انتظار حافظه کوتاه‌مدت تشبیه شده است STM قادر به نگهداری برخی اطلاعات است و LTM تقریباً محدود به ظرفیت پردازش آن است؛ بنابراین حافظه کوتاه‌مدت STM یعنی ذخیره و پردازش اطلاعات به مدت بسیار کوتاه و حافظه بلندمدت LTM یعنی ذخیره‌سازی اطلاعات به‌منظور استفاده از آن‌ها در آینده یا می‌توان گفت حافظه بلندمدت اطلاعات را برای همیشه نگهداری می‌کند. دیر پایی حافظه در این ساختار فرضیه‌ای توانمندی‌های اندوزش آن را بازمی‌نماید.


  1. مرور ذهنی و LOP

یک آزمایش هوشمندانه ترتیب دادند تا پیش‌بینی نظریه جعبه‌ها مرور ذهنی در (STM به انتقال اطلاعات به حافظه بلندمدت منتهی می‌گردد را در مقابل نظریه سطوح که پردازش عمیق پیش از مرور ذهنی در STM به حافظه دائمی‌تر رهنمون می‌شد آزمون نمایند. آشکار شد که یک ماده هر چه بیشتر در STM نگهداری شود بیش از ماده‌ای که مدت کوتاه‌تری نگاهداری می‌گردد مورد مرور ذهنی قرار می‌گیرد. مرور ذهنی (نگهداری) موجب بهبود حافظه نمی‌شود. این نتیجه‌گیری در نقطه مقابل نظریه دو گرا در باب حافظه است که مدعی است مرور ذهنی به انتقال اطلاعات از انباره کوتاه‌مدت یا از میانگیر مرور ذهنی به انباره بلندمدت‌تر، اثر دارد.

لازم به ذکر است که گرچه تکرار یا مرور ذهنی به انتقال اطلاعات از حافظه کوتاه‌مدت به حافظه بلندمدت کمک می‌کند اما این فرآیند از سایر فرآیندها در انتقال اطلاعات کم اثرتر است حتی در میان نظریه‌پردازان یادگیری بر سر اینکه تکرار به‌تنهایی و بدون ربط دادن مطالب جدید با مطالب قبلاً آموخته‌شده می‌تواند موجب اندوزش اطلاعات در حافظه درازمدت باشد یا نه اختلاف‌نظر وجود دارد


  1. حافظه ساختارها و فرآیندها

در این قسمت به بحث درباره داده‌های گردآمده توسط محققان که کوشیده‌اند مسائل مربوط به ساختارها و فرآیندهای حافظه را حل کنند خواهیم پرداخت. حافظه کوتاه‌مدت را می‌توان حافظه هوشیار آدمی دانست زیرا ما از تمام محتوای آن آگاه هستیم و هر یک از اطلاعات موجود در این حافظه را می‌توانیم به‌سادگی به یادآوریم و بر اساس آن پاسخ دهیم هرگونه مطالعاتی که بخواهیم مورداستفاده قرار دهیم ابتدا باید آن را به حافظه کوتاه‌مدت بفرستیم یعنی اطلاعات موجود در حافظه درازمدت نیز برای تبدیل به پاسخ باید ابتدا وارد حافظه کوتاه‌مدت بشود.

به‌عبارتی‌دیگر بین گیرنده که هزاران هزار محرک را از محیط گردآوری می‌کند و (انباره عظیم اطلاعات و دانش  یعنی حافظه بلندمدت LTM (یک ساختار فرضی وجود دارد که حافظه کوتاه‌مدت خوانده می‌شود و هرچند به لحاظ ظرفیت محدود است اهمیت فراوان دارد. ظرفیت حداقل اندوزش آن با ظرفیت پردازش محدودش همساز است. حافظه کوتاه‌مدت را گاه حافظه فعال نیز می‌نامند زیرا این حافظه با مطالعاتی که در ذهن به‌صورت فعال وجود دارند و در حال فعالیت برای انتقال به حافظه درازمدت هستند سروکار دارد. اطلاعات برای مدت بسیار کوتاهی(حداکثر 31 ثانیه) در حافظه کوتاه‌مدت باقی می‌ماند و اگر تکرار نشود فراموش می‌گردد و این فراموشی بسیار مفید است زیرا اگر این فراموشی روی نمی‌داد ذهن با انبوهی از اطلاعات غیرضروری انباشته می‌شد.

در حال حاضر ما فکر می‌کنیم که STM یک انباره گذراست که می‌تواند میزان کمی اطلاعات را نگاه دارو قادر است اطلاعات را انتقال دهد و از آن در تولید پاسخ استفاده کند. به‌رغم پذیرش گسترده واقعیت STM به‌عنوان یک سازه روان‌شناختی جدا و متمایز برخی داده‌های حاصل از آزمایش‌هایی که از STM حمایت می‌کنند آن را به‌صورت یک انباره واحد حافظه و درزمینه سطوح پردازش توصیف کرده‌اند.


  1. STM و تقطیع

تقطیع عبارت است از دسته‌بندی اطلاعات به واحدها یا قطعه‌های کمتر، یک قطعه شامل گروهی از ماده‌های مطالعاتی به هم مرتبط است. برای این منظور باید از اطلاعات موجود در حافظه درازمدت استفاده کنیم؛ یعنی با توجه به آنچه قبلاً آموخته و به حافظه درازمدت سپرده‌ایم اطلاعات زیادی را که فراتر از حد گنجایش حافظه کوتاه‌مدت ما هستند دسته‌بندی کنیم و پس از دسته‌بندی کردن به یاد بسپاریم. برای مثال اگر بخواهیم این حروف را ( ا م ش ر ا د ه گ ن ا د خ) چند ثانیه پس از دیدن آن‌ها از حفظ بگوییم قادر به انجام این کار نخواهیم بود زیرا تعداد آن‌ها (9 حرف) از گنجایش حافظه کوتاه‌مدت ما بیشتر است

 اما اگر با استفاده از اطلاعات موجود در حافظه درازمدت به یاد بیاوریم که این حروف به‌طور معکوس کلمات خدانگه‌دار شما (سه قطعه) را شامل می‌شود آنگاه به‌راحتی می‌توانیم آن‌ها را حفظ و تکرار نماییم. سپس باید گنجایش حافظه کوتاه‌مدت را به‌جای 2 ± 7 ماده 2 ± 7 قطعه بدانیم.


  1. رمزگردانی اطلاعات در حافظه STM

برای رمزگردانی اطلاعات در حافظه فعال نخست باید توجه ما بر آن اطلاعات متمرکز شود. ازآنجاکه توجه امری انتخابی است آنچه انتخاب شود، به حافظه فعال راه می‌یابد. بخش عمده آنچه در معرض حواس قرار می‌گیرد هرگز حتی به حافظه فعال راه نمی‌یابد و مسلماً برای بازیابی بعدی نیز در دسترس نتواند بود. درواقع بخش عمده ناتوانی حافظه ناشی از فقدان توجه است.

 

  • رمز شنیداری

یکی از بهترین شیوه‌های تمییز بین دو چیز آن است که آن‌ها را در شرایط مشابهی قرار دهیم و پیامدها را ارزشیابی کنیم به نظر می‌رسد که STM به‌وسیله یک رمز غیر شنیداری مثلاً دیداری ردیابی شده باشد. بااینکه شواهد جدید دال به‌نوعی همپوشی در رمزهاست اما رمزگذاری مسلط اطلاعات در STM شنیداری است.

  • رمز دیداری – فضایی

وقتی بخواهیم مواد غیر کالمی را در حافظه بیندوزیم رمز دیداری اهمیت بیشتری می‌یابد. رمز دیداری – فضایی اطلاعاتی را برای مدتی کوتاه به‌طور رمز دیداری فضایی ذخیره می‌کند. برخی از شواهد ناظرند بر اینکه شاید STM مطالعات معنایی را نیز رمزگذاری نماید. پوستر و کلیه ابراز می‌دارند که حداقل گاه‌به‌گاه مطالعات در STM به‌طور دیداری رمزگردانی می‌شود. آن‌ها در آزمایش‌ها متعدد خود به این نتیجه رسیدند که انطباق حداقل تا حدی بر اساس رمز فیزیکی یا دیداری انجام‌شده بود. این مزیت تنها طی دوره کوتاهی باقی می‌ماند. حد پردازش اطلاعات در STM در آزمایشی توسط سوسو و شورت نشان داده شد. پژوهش بر اساس این فرض انجام گرفت که رنگ‌ها در حافظه کوتاه‌مدت حداقل در سه شکل متمایز ارائه می‌شوند. یک رمز فیزیکی است )مثال رنگ قرمز( دیگری نام رنگ است )مثال قرمز( و سومی رمز مفهومی است.(مثال همبسته رنگ قرمز – خون(همان‌طور که می‌توان انتظار داشت زمان واکنش برای انطباق رنگ بارنگ سریع‌تر از رنگ بانام آن یا همبسته‌اش در حالتی بود که هیچ‌گونه تأخیری بین ارائه محرک‌ها وجود نداشت. این آزمایش‌ها مدعی‌اند که پردازش اطلاعات در انباره کوتاه‌مدت از طریق نوعی پردازش موازی محرک انجام می‌گیرد.

  • رمز معنایی

بازنمایی ذهنی مطالب کالمی در حافظه درازمدت نه شنیداری است نه دیداری بلکه مبتنی به معنای آن مطالب است. رمزگردانی معنایی حتی در حفظ مطالبی مانند واژه‌های مجزا و تا وابسته به یکدیگر صورت می‌گیرد. رمزگردانی معنایی در به یاد سپردن مطالب در زندگی روزمره بسیار رایج است. یکی از بهترین شیوه‌ها برای افزایش پیوندها بسط معنای مطالب در ضمن رمزگردانی آن‌هاست.

هرچه رمزگردانی معنا عمیق‌تر و گسترده‌تر باشد به خاطر سپردن بهتر می‌شود. بنابراین به خاطر سپردن نکته در کتاب درسی وقتی آسان‌تر است که به‌جای تمرکز به واژه‌ها به معنای مطالب تمرکز شود و هر چه معنای مطلبی را در ذهن خود عمیق‌تر و گسترده‌تر بسط دهید. یادآوری بعدی آن آسان‌تر خواهد بود.

 

  • یادآوری مطالب

همان‌طور که مستحضر هستید مواد اخیرتر آسان‌تر به یاد می‌آیند (اثرات تأخر) مواد دورتر به‌صورت ضعیف‌تری یادآوری می‌شوند و دورترین مواد بهتر به یاد می‌آیند(تقدم)چنین اطلاعاتی را مفهوم حافظه - دوگانه - همساز و هماهنگ است.


 

  1. بازیابی در حافظه فعال

بازیابی مستلزم نوعی جستجو در حافظه فعال است که طی آن ماده‌ها یک‌به‌یک بررسی می‌شوند. این جستجو ظاهراً با سرعت 41 هزارم ثانیه برای هر ماده عمل می‌کند. سرعتی فراتر از آنکه آدمی بتواند از آن آگاه شود. بازیابی هر ماده از حافظه فعال ممکن است بستگی به این داشته باشد که فعال‌شدگی آن ماده به سطح بحرانی رسیده یا نه.آزمودنی هنگامی وجود ماده آزمون را در حافظه فعالش تائید می‌کند که فعال‌شدگی بالا‌تر از سطح بحرانی باشد.البته هر چه تعداد ماده در حافظه فعال بیشتر باشد میزان فعال‌شدگی هر ماده کمتر خواهد شد. حافظه فعال نه‌تنها در حل مسئله‌های عددی بلکه در حل انواع مسئله‌های پیچیده نیز متصدی است. از زمره این مسائل قیاس‌های هندسی که گاهی در آزمونه‌ای هوش نیز به کار می‌رود.

 


  1. حافظه درازمدت

حافظه تمامی عمر ما حافظه درازمدت نام دارد این حافظه هر آنچه را که ما در طول زندگی می‌آموزیم در خود جای می‌دهد .به‌عبارت‌دیگر حافظه درازمدت با اطلاعاتی سروکار دارد که از چند دقیقه تا یک‌عمر باید در حافظه نگهداری شود. اصلی STM ناپایدار است درحالی‌که توانایی ما برای برخورد با گذشته و استفاده از آن اطلاعات برای درک و فهم زمان حال از کنش‌های LTM محسوب می‌شود. به یک معنی LTM به ما امکان می‌دهد تا جریان بی توقف تجربه بلافاصله را درک کنیم. در LTM اطلاعات آشکار رمز شنیداری – دیداری و معنایی به خود می‌گیرند.


  1. اندوزش در حافظه درازمدت

پژوهش درباره اندوزش حافظه درازمدت عمدتاً در سطح زیست‌شناختی بوده و پژوهشگران درزمینه شناخت مبانی عصب کالبدشناختی ، تحکیم حافظه پیشرفته‌ای قابل‌توجهی داشته‌اند. ساختارهای مغزی مهمی که در اندوزش دخیل هستند هیپوکامپ و آن بخش از قشر مخ است که هیپوکامپ را در برگرفته است )شامل قشر پیرامونی( مغز بویایی )قشر کناری هیپوکامپ بخش‌های درونی که در تبادل اطلاعات بین هیپوکامپ و دیگر بخش‌های قشر مخ متصدی‌اند.به نظر می‌رسد هیپوکامپ در تحکیم حافظه نقش " سامانه مرکزی " را داشته باشد به این معنا که وجوه گوناگون هر خاطره را که در بخش‌های جداگانه مغز ذخیره‌شده‌اند به هم پیوند می‌دهد. درحالی‌که در انسان زوال کامل حافظه فقط وقتی روی می‌دهد که هیپوکامپ و قشر مخ پیرامون آن هر دو آسیب‌دیده باشند. آسیب فقط به هیپوکامپ می‌تواند منجر به اختلال شدید حافظه گردد


  1. بازیابی از حافظه درازمدت

دشوار است که بتوان اندوزش را از پدیده بازیابی تفکیک کرد. در مطالعه حافظه آزمودنی‌ها برای فهرست‌هایی از واژه‌های مقوله‌بندی شده مورد آزمایش قرار گرفتند.آزمون یادآوری از دو طریق انجام شد در شرایط یادآوری آزاد و در شرایط یادآوری نشانه‌دار نتیجه مهم آن بود که یادآوری نشانه‌دار به‌طور متوسط خیلی بهتر از یادآوری آزاد بود و معلوم شد که ناکامی در حافظه عمدتاً ناشی از ناتوانی در بازیابی است و نه اندوزش بازیابی یعنی بازگشت محتوای حافظه بلندمدت به حافظه کوتاه‌مدت وقتی می‌گوییم مثلاً فلانی حافظه خوبی دارد منظور این است که می‌تواند اطلاعات موجود در حافظه بلندمدت را به حافظه کوتاه‌مدت بیاورد و مورداستفاده قرار دهد. برای بازیابی اطلاعات موجود در حافظه می‌توان از راهبردهای بازشناسی یا یادآوری استفاده کرد. در بازشناسی محرک را در پیش روداریم و در ذهن خود به کندوکاو می‌پردازیم تا ببینیم همان محرک قبلی اثری از خود بر جای گذاشته است یا نه. مثلاً در پاسخ گوئی به سؤالات چندگزینه‌ای از همین روش استفاده می‌کنیم. اما در یادآوری، محرک در جلو چشم نیست بلکه می‌خواهیم آن را در ذهن خود پیدا کنیم.

مثلاً شخصی را در کوچه می‌بینید و مطمئن می‌شوید که او را قبلاً دیده‌اید برای آن‌که مشخص شود واقعاً او را می‌شناسید از بازشناسی استفاده می‌کنید. اما زمانی که می‌خواهید اسم آن شخص را به یاد بیاورید، راهبرد بازیابی دیگری که دشوارتر است و یادآوری نامیده می‌شود به کار می‌برید. این دو راهبرد اجازه می‌دهند تا بتوانیم حافظه را اندازه بگیریم راه سومی نیز وجود دارد که به‌وسیله آن می‌توان حافظه را اندازه گرفت و آن روش بازآموزی است. هر بازآموزی سریع‌تر از یادگیری اول صورت می‌گیرد و تفاوت آن‌ها صرفه‌جویی در بازآموزی است. صرفه‌جویی در بازآموزی نشان می‌دهد که حافظه بلندمدت هرگز به صفر نمی‌رسد.

 


  1. ظرفیت و مدت پایداری در حافظه بلندمدت

تصور حجم اطلاعات و استمرار آن در LTM مشکل است، اما در مورد این خصوصیات می‌توان برآوردهای معقولی کرد. درواقع مبهم‌ترین اطلاعات نیز در دسترس ما قرار دارد. حتی در عصری که ظرفیت مطالعاتی کامپیوترهای الکترونیک شگفت‌انگیز می‌نماید ظرفیت مغز انسان برای اندوختن اطلاعات مشروح طی دوره‌های طولانی همچنان بی‌رقیب است. البته ما قادر به یادآوری همه رویدادهای گذشته به شکلی که گویی همین دیروز رخ‌داده‌اند نیستیم. کاهش یادآوری را می‌توان به مداخله مطالعاتی که یادآوری رده‌های حافظه پیشین و قدیمی را مانع شده یا دچار واپاشی می‌نماید – و تضعیف شدن یک رد حافظه به‌واسطه عدم استفاده نسبت داد

بنا بر آنچه گفته شد، بزرگ‌ترین محدودیت حافظه درازمدت ماهیت غیرفعال آن است. به همین سبب غیرفعال بودن اطلاعات موجود در حافظه درازمدت است که بازیابی آن‌ها مستلزم کوشش زیاد و گاه همراه با دردسر است. 1 پدیده "بر سر زبان بود" معرفی این نوع مشکل است. گاه اتفاق می‌افتد که ما هنگامی‌که می‌خواهیم مطالعاتی را از حافظه درازمدت به یاد بیاوریم و در آستانه یادآوری آن هستیم از عهده‌اش برنمی‌آییم. مثلاً آشنایی را می‌بینیم که نام او بر سر زبان ماست اما آن را به یاد نمی‌آوریم. حتی ممکن است حرف اول آن را به یادآوریم ولی اسم کامل شخص موردنظر به یاد نمی‌آید.

  • حافظه معنایی

چنان‌که از نامش برمی‌آید معانی ذخیره می‌شوند نه کلمات یا ویژگی‌های دستوری آن جمله را، اطلاعات موجود در حافظه معنایی عموماً به‌صورت گزاره و طرح‌واره ذخیره می‌شوند. گزاره کوچک‌ترین واحد مطالعاتی است و می‌توان آن را درست یا غلط نامید، گزاره برای بازنمایی یا معرفی واحدهای کوچک معنی مناسب‌اند، اما زمانی که بازنمایی مجموعه‌های بزرگ‌تری از دانش سازمان‌یافته موردنظر است گزاره چندان کارساز نیست، برای مجموعه‌های بزرگ دانش از طرح‌واره استفاده می‌شود. طرح‌واره یک ساختار انتزاعی است که معرف اطلاعات ذخیره‌شده در حافظه است .حافظه معنایی درواقع حافظه کلمات مفاهیم قواعد و ایده‌های مجرد است و برای استفاده از زبان ضروری است. حافظه معنایی خصوصیات قابل‌درک درون دادها را ثبت نمی‌کند بلکه بیشتر ارجاعات شناختی نشانه‌های درون داد را حفظ می‌نماید حافظه اپیزودیک و معنایی نه‌تنها از جهت محتوا بلکه ازنظر میزان دچار شدن فراموشی باهم متفاوت هستند. اطلاعات در حافظه اپیزودیک به‌سرعت از دست می‌رود و اطلاعات جدید وارد می‌شود. فرآیند بازیابی خود بخشی از جریان اطلاعات در حافظه اپیزودیک است

  • حافظه روندی

حافظه روندی یا روشی مربوط به چگونگی انجام امور به‌ویژه فعالیت‌های فیزیکی یا جسمانی مانند بازی‌های ورزشی را حافظه روندی یا روشی می‌نامند. حافظه روشی با پائین نرین شکل حافظه، ارتباط بین محرک‌ها و پاسخ‌ها را حفظ می‌کند. به‌عنوان نمونه اگر ما مدتی طولانی دوچرخه‌سواری نکرده باشیم، به‌محض اینکه شروع به این کار بکنیم محرک‌ها پاسخ‌ها را فرامی‌خوانند. وقتی دوچرخه به سمت چپ خم می‌شود یک (محرک) ما به‌طور غریزی وزن خود را به سمت راست می‌دهیم تا تعادلمان را حفظ نمائی‌ام.به همین سبب است که هرچه یک عمل بیشتر تکرار شود حالت خودکارتر بیشتری به خود می‌گیرد. به‌طور خالصِ حافظه روندی به دانستن چگونه انجام دادن یک عمل گفته می‌شود

اطلاعات ابتدا به حافظه حسی وارد می‌شود بعد به حافظه کوتاه‌مدت می‌رود و اگر تکرار شود در آنجا باقی می‌ماند(شکل4)تکرار یا مرور ذهنی موجب نگهداری مطالب در حافظه کوتاه‌مدت می‌شود، افزون بر این تکرار و مرور ذهنی به انتقال مطالب از حافظه کوتاه‌مدت به حافظه درازمدت کمک می‌کند. در مرحله بعدی اطلاعات به حافظه بلندمدت می‌رود عامل مهم انتقال اطلاعات از حافظه کوتاه‌مدت به حافظه درازمدت ایجاد یک نوع تداعی یا رابطه بین اطلاعات جدید و اطلاعات قبلی موجود در حافظه درازمدت است به سخن دیگر باید بین اطلاعات جدید و اطلاعات قبل نوعی رابطه معنی‌دار برقرار گردد. آنچه به ذخیره‌سازی یک مطلب در حافظه درازمدت کمک می‌کند معنی آن است نه شکل ظاهری‌اش است. علاوه بر تکرار، آن‌ها را دسته‌بندی و سازمان‌دهی کنیم و با مطالعاتی که از قبل در حافظه درازمدت موجودند ربط داد. مطالعاتی که در حافظه بلندمدت ذخیره‌شده است باید به حافظه کوتاه‌مدت برگردد تا دوباره قابل‌استفاده باشد

 حافظه روندی


  1. یادگیری وابسته به حالت

حافظه تا حدودی بستگی به حالت درونی غالب در جریان یادگیری دارد.چنین تصور می‌شود که احساسات برخاسته از تغییر حالت شخص به‌صورت نشانه‌ای برای بازیابی اطلاعات رمزگردانی شده در آن حالت بکار می‌رود. شواهدی مؤید این است که همانند بودن حالت درونی آدمی در بازیابی باحالت درونی او در رمزگردانی موجب افزایش در یادآوری مطالب می‌شود.

 

  1. تداخل

یکی از مهم‌ترین عواملی که می‌تواند بازیابی از حافظه درازمدت را مختل کند. اگر ماده‌های مختلفی را به نشانه‌های واحد تداعی کنیم هنگام یادآوری یکی از ماده‌ها)ماده آماج( ممکن است ماده‌های دیگر نیز فعال شوند و در بازیابی ماده آماج تداخل کنندتداخل نه‌تنها نسبت به دیگر مدل‌های فراموشی بیشتر قابل‌کنترل آزمایشی است بلکه مستقیماً جریان اصلی تداعی گرایی را تشکیل می‌دهد)روانشناسی شناختی سوسو، دکتر ماهر 1311 ،صفحه 923 .) به نظر می‌رسد که در LTM دو سیستم حافظه به نامه‌ای حافظه اپیزودیک که در معرض اثرات تداخل قرار دارد و حافظه معنایی که متأثر از تداخل نیست وجود داشته باشد.


  1. فراموشی

فراموشی عبارت است از ناتوانی یادآوری مطالعاتی که زمانی در دسترس بوده است.فراموشی از حیطه‌های سنتی پژوهش درزمینه LTM است. نظریه‌های مطرح‌شده شامل

  • نظریه واپاشی

فرض می‌کند که فراموشی به لحاظ عدم استفاده از اطلاعات آموخته‌شده رخ می‌دهد. به‌عبارت‌دیگر اطلاعات از STM می‌تواند از طریق مرور ذهنی به LTM منتقل گردد. اگر اطلاعات مورداستفاده قرار نگیرد یا مرور ذهنی نشود، باگذشت زمان ممکن است فراموشی رخ دهد. به نظر می‌رسد به دلیل عدم استفاده از یاد برود. این رده‌های رهاشده نه به دلیل نبود رمزگردانی یا حتی راهنمای بازیابی بلکه به خاطر بی‌توجهی، فراموش‌شده‌اند. نظریه واپاشی شهودی است منطقی می‌نماید که فکر کنیم درصورتی‌که از چیزی استفاده نکنیم، قدرت خود را در طول زمان از دست بدهد

 

  • نظریه تداخل

فراموشی را به‌عنوان نتیجه رویدادهایی می‌داند که بین یادگیری اصلی و یادآوری بعدی مداخله می‌کند. دو الگویی که اغلب در مطالعات مربوط به تداخل مورداستفاده قرار می‌گیرد عبارت‌اند از بازداری پس‌گستر )اطلاعات جدیدی که با یادگیری قدیمی تداخل می‌کند( و بازداری پیش‌گستر )مطالب قدیمی که در کار یادگیری جدید مداخله می‌نماید(

  • نظریه تداخل در برابر زوال یا واپاشی

تداخل وقتی اتفاق می‌افتد که اطلاعات رقیب موجب شود چیزی را فراموش کنیم. زوال وقتی رخ می‌دهد که گذشت زمان موجب فراموشی می‌شود. نظریه تداخل به این دیدگاه اشاره دارد که فراموش کردن در اثر تداخل یادآوری واژه‌های معین با یادآوری سایر واژه‌ها اتفاق می‌افتد. نظریه زوال مدعی است که اطلاعات به دلیل ناپدید شدن تدریجی فراموش می‌شود و نه جابه‌جایی اثر حافظه، بدین ترتیب نظریه زوال قطعه اصلی اطلاعات را در حال ناپدید شدن تدریجی می‌بیند مگر آنکه کاری برای نگهداری سالم آن انجام گیرد. این دیدگاه عکس نظریه تداخل است که بر اساس آن‌یک یا چند قطعه از اطلاعات مانع یادآوری اطلاعات دیگر می‌شود

  • نظریه فراموشی وابسته به نشانه

این دیدگاه فرض می‌کند ناتوانی در یادآوری ضرورتاً به معنی آن نیست که خاطرات از بین رفته‌اند بلکه به معنی این است که به دلیل هماهنگی بین رمزگردانی و راهنماهای بازیابی غیرقابل دسترسی می‌باشند این‌یک نظریه شهودی است که توسط تالوینگ و پیرستونمورد آزمون تجربی قرار گرفت. این دیدگاه فرض می‌نماید که خاطرات بازیافته زنده‌اند و در یک‌رشته تداعی جایگزین شده‌اند و منتظر تحریک مناسبی هستند تا رها شوند که آن را فراموشی وابسته به نشانه خوانده است، ریشه در یک نظریه پذیرفته‌شده دارد که مدعی است. محیط ادراکی بال فصل آن رمزگردانی می‌کنیم. فراموشی یا به‌طور فنی‌تر ناتوانی در یادآوری چیزی از حافظه عبارت است از ناتوانی در بازیابی نشانه‌ها برای همتا سازی ماهیت رمزگردانی شده موارد در حافظه  است.

  • نظریه فراموشی انگیزشی

تمایل ناآگاه برای فراموش کردن رویدادهای ناخوشایند را علت فراموشی می‌داند بدین‌صورت که مکانیسم‌های دفاعی، خاطرات دردآور، اضطراب‌آور و دست و پاگیر را سرکوب می‌کنند. اطلاعات موجود در حافظه بلندمدت برای همیشه باقی می‌ماند و درصورتی‌که مکانیسم‌های دفاعی کنار برود، بازیابی می‌شود.

  • نظریه دشواری در بازیابی

معتقد است خاطراتی که در حافظه بلندمدت جای می‌گیرند هرگز فراموش نمی‌شوند. آن‌ها به‌طور موقت، براثر موانع بازیابی، مثل تداخل و حالت‌های هیجانی در دسترس قرار نمی‌گیرند. اگر تابه‌حال برای شما اتفاق افتاده باشد که در امتحان یا در مصاحبه، مطلبی را فراموش کنید اما بعد آن را به یاد بیاورید، می‌توانید بگوئید در بازیابی دشواری پیداکرده بودید

 


  1. سازمان‌دهی معنایی

می‌خواهیم در مورد دسته‌بندی مطالب در ذهن بحث کنیم:

  • مدل دسته‌بندی

بنابراین دیدگاه مفاهیم به شکلی که توسط لغات ارائه می‌شوند، در حافظه به‌گونه‌ای سازمان‌یافته نگهداری می‌شوند. مثل دسته‌هایی چون اسامی روسای جمهور، اسامی پرنده خاص که با دیگر پرندگان در حافظه ذخیره می‌شود

 

  • مدل نظری مجموعه

از یک‌جهت با فرضیه دسته‌بندی مشابه است و آن اینکه مفاهیم )کلمات( در حافظه به شکل مجموعه‌ها ارائه می‌شوند باوجوداین وجه تمایز آن‌ها در کاراکتر مجموعه است. کلمات تنها بر طبق برخی طبقات دسته‌بندی نمی‌شوند بلکه بر اساس صفاتشان نیز دسته‌بندی می‌شوند. (مثلاً بال داشتن – پرواز – پروبال داشتن که جملگی از خصوصیات پرندگان به شمار می‌آید(.

 

  • مدل‌های شبکه

فرض می‌کنند که کلمات ذخیره‌شده در حافظه معنایی توسط پیوندها یا گزاره‌ها در یک شبکه پیچیده با یکدیگر همبسته می‌شوند. ارتباط در شکل اساسی خود، عبارت است از A و B مثال : سینه‌سرخ یک پرنده است. البته در اشکال بغرنج‌تر شبکه گزاره‌های زیادی شامل می‌شود و ضرورتاً بسیار پیچیده است.این مدل‌ها داده‌های حاصل از آزمایش‌های معنایی را در نظریه‌های جامع حافظه سازمان‌دهی می‌کنند و شامل مدل‌های نظری مجموعه مدل مقایسه ویژگی معنایی، مدل‌های شبکه و شبکه‌های گزاره‌ای می‌گردد.

 مدل‌های شبکه

  • مدل‌های شبکه‌ای

فرض می‌کنند که مفاهیم در حافظه به مشابه واحدهای مستقلی که با پیوندهای خاص و معنی‌دار به هم مربوط می‌شوند ذخیره می‌گردند. مثلاً قناری پرنده است. فرض دیگر به بازیابی حافظه از طریق بررسی هدف و مفاهیم مرتبط و این ایده که حرکت درون ساختاری، در طول بازیابی نیازمند زمان است مربوط می‌شود.

  • اختلالات حافظه

شامل نشانگان یادزدودگی – یادزدودگی کارکردی – زوال عقل)دمانش( – بیماری آلزایمر و زوال عقل ایدز - زوال عقل عروقی – زوال عقل ناشی از ضایعه مغزی – زوال عقل ناشی از بیماری هانتینگتون، زوال عقل ناشی از بیماری پیک، زوال عقل ناشی از سایر شرایط پزشکی عمومی) مثل کم‌کاری تیروئید، غده مغزی، کمبود ویتامین B12 و زوال عقل پایدار ناشی از مواد(

 


  1. مداوای گیاهی برای زوال حافظه امکان دارد؟

عصاره ژینکو که آن را عصاره جوانی و یار حافظه خواندند هم درمانگران قدیم و هم دانشمندان جدید اثر آن را تائید کرده‌اند. این ماده عصاره درخت ژینکو ginkgo است. درختی که در طول خیابان‌ها کاشته می‌شود از قدیم تاکنون این عصاره را برای انواع درمان‌های افزایش میل جنسی – درمان بیماری مقاربتی تا سرطان – آسم – افسردگی – ناتوانی جنسی – آسیب شبکه چشم به کاربردند. اما احتمالاً مهم‌ترین اثر احتمالی ژینکو در درمان اختلال حافظه در بیماری آلزایمر، دمانش مالتی انارکت ) سکته‌های خفیف( و سالمندی عادی است – عصاره ژینکو کارکرد مغزی را بهتر می‌سازد و از اختلالت عروقی پیشگیری کرده یا آن‌ها را درمان می‌کند. این اثرات عمدتاً از تأثیر ژینکو روی خون ناشی می‌شود خون رقیق‌تر می‌شود چسبندگی آن کاهش می‌یابد و پلاکت‌ها نیز کمتر به هم می‌چسبند و جریان خون رقیق‌تر می‌شود. به‌این‌ترتیب جریان خون مغز و اندام بیشتر می‌شود، انعطاف عروق خونی را هم تنظیم می‌کند. به دلیل این اثرات ژینکو می‌تواند با برخی از اختلالت شایع مرتبط با سالمندی، مخصوصاً کاهش جریان خون مغز که ممکن است تأثیر منفی به حافظه، تمرکز و توانایی هوش داشته باشد مقابله کند

 


منابع

  • روانشناسی شناختی، رابرت.آل.سوسو، دکتر ماهر 1311 ،انتشارات رشد
  • زمینه روانشناسی هیلگارد، ریتا ال.اتکینسون، ریچارد سی.اتکینسون، ادوارد ای.اسمیت، داریل ج.بم و سوزان نولن.هوکسما، دکتر براهنی، بیرشک، بیک، زمانی، شاملو، شهرآرای، کریمی، گاهان، محی الدین و هاشمیان
  • Webster’s New World College Dictionary, 4th ed. Cleveland, OH: Webster New World, 2001
  • Beggs JM, Brown TH, Byrne JH, et al. Learning and memory: basic mechanisms. In: Zigmond MJ, Bloom FE, Landis SC, Roberts JL, Squire LR, eds. Fundamental neuroscience. San Diego: Academic Press, 1999:1411-54.
  • Scoville WB, Miller B. Loss of recent memory after bilateral hippocampal lesions. J Neurol Neurosurg Psych 1957;20:11-21.
  • Garrard P, Hodges JR. Semantic dementia: clinical, radiological and pathological perspectives. J Neurol 2000;247:409-22.
  • Eichenbaum H. The hippocampus and mechanisms of declarative memory. Behav Brain Res 1999;103:123-33

 


جهت دانلود این مقاله به صورت pdf روی دکمه زیر کلیک کنید.

 

شروع دانلود

 

نظرات (0)

نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان - ثبت نام کنید و یا وارد حساب خود شوید.
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما
متنی که در تصویر ذیل مشاهده می‌کنید را وارد نمایید
Ticket
پاسخگویی 24 ساعته  jabarzadeh@gmail.com
Live Chat

گفتگوی آنلاینپاسخ فوری

Call us

تماس با ما 09120413229